تبليغاتX
Everything About Everything

Everything About Everything

"در حیرتم که وجود ناچیز خودم را در مقابل عظمت آفریدگان و این دنیای بزرگ به چه تشبیه کنم" آیزاک نیوتن

See this-->

   
فیلم های من را ببینید

    

Newton Rubiker's videos on TVCube

    

    

آموزش روبیک 3*3، قسمت ششم

آموزش روبیک 3*3، قسمت پنجم

آموزش روبیک 3*3، قسمت چهارم

  


+ نوشته شده در  شنبه 14 خرداد1390ساعت 17:22  توسط نیوشا  | 

آهنگ دلم گرفت (از حامی)

 

دلم گرفت
ای هم نفس
پرم شکست
تو این قفس
تو این غبار
تو این سکوت
چه بی صدا
نفس نفس

از این نا مهربونی ها
دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی
یه روز دستاتو می گیرم
تو این شب گریه می تونی
پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد همخونه
چی میشه عاشقم باشی

دوباره من دوباره تو
دوباره عشق دوباره ما
دو هم نفس دو هم زبون
دو هم سفر دو هم صدا
تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز
بهار باور من باش
بذار با مشرق چشمات
شبم روشن ترین باشه
می خوام آیینه ی خونه
با چشمات هم نشین باشه

دلم گرفت
ای هم نفس
پرم شکست
تو این قفس
تو این غبار
تو این سکوت
چه بی صدا
نفس نفس

دانلود آهنگ دلم گرفت

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 آبان1389ساعت 18:59  توسط نیوشا  | 

چی بگم...؟؟ :,-(

 

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

اسراف محبت است

+ نوشته شده در  جمعه 21 آبان1389ساعت 18:44  توسط نیوشا  | 

بهترین معرف روبیکر

 

 

درود دوستان

با دوری من چه کار می کنید؟

دلتون برام تنگ شده بود؟؟ خودم می دونم!!!

یه مسابقه ای توی انجمن روبیکر برگزار شده تحت عنوان: "بهترین معرف روبیکر"

من هم یه خواهشی ازتون دارم:

برید توی این لینک :

http://Forum.Rubiker.ir/member.php?action=register&r&referrer=1419

و بعد ثبت نام کنید.

و حتما یه پست هم در انجمن بذارید. حتمنااااااااا!!!!!!! البته من مطمئنم که عاشق این انجمن می شید و بهتون پیشنهاد می کنم به جای این که برید توی chat room و با این و اون که نمیشناسید چت کنید و وقتتونو تلف کنید، بیاید توی این انجمن و کار های مفید انجام بدید و روبیک یاد بگیرید. من توی این انجمن دوستای خوبی پیدا کردم. پس شما هم به ما بپیوندید. منتظرتونم  

ممنون

دوستتون دارم 

بدرود

پ.ن1 : کسانی که این کارو کردند بگند تا من آمارشونو داشته باشم.

پ.ن۲: ببخشید خیلی وقت بود نبودم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 آبان1389ساعت 22:56  توسط نیوشا  | 

عکس های داداشم!!!

 

درود

اینم از لینک عکس های اولین روز مدرسه ی داداشم که قولشو بتون داده بودم!!
(البته نمی خواد تک تک توی همه ی لینکها برید کافیه برید توی لینک اول و ctrl را همراه با کلید جهت سمت راست بزنید. میره عکس بعدی.)

http://www.4shared.com/photo/ibVxE-XH/IMG_1243.html
http://www.4shared.com/photo/I6Sx79bz/IMG_1244.html
http://www.4shared.com/photo/4Wnagg8B/IMG_1245.html
http://www.4shared.com/photo/-Qwlt4o_/IMG_1246.html
http://www.4shared.com/photo/J8Adx5mq/IMG_1247.html
http://www.4shared.com/photo/cg4DOGte/IMG_1258.html
http://www.4shared.com/photo/8xdvCxrX/IMG_1265.html
http://www.4shared.com/photo/GlKkOVE0/IMG_1275.html
http://www.4shared.com/photo/AgaWLgOJ/IMG_1277.html
http://www.4shared.com/photo/SpKKLpLZ/IMG_1278.html

نظر یادتون نره!!

بدرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مهر1389ساعت 15:23  توسط نیوشا  | 

دوباره مدرسه!!!!!!!

 

درود

باز آمد بوی ماه مدرسه *** بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر ماه مهربان *** بوی خورشید پگاه مدرسه

از میان کوچه های خستگی *** می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها *** اشتیاقی در نگاه مدرسه

زنگ تفریح و هیاهوی نشاط *** خنده های قاه قاه مدرسه

باز بوی باغ را خواهم شنید *** از سرود صبحگاه مدرسه

روز اول لاله ای خواهم کشید *** سرخ بر تخته سیاه مدرسه

بلاخره مدرسه ها هم باز شد. امروزم جشن شکوفه های کلاس اولی ها بود. داداش منم رفت مدرسه.

بیچاره ها خیلی خوشحال بودند. نمی دونند که چه بدبختی ها و مصیبت هایی در انتظارشونه!!

عکس داداشمو امشب میذارم ببینید.

بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 شهریور1389ساعت 15:17  توسط نیوشا  | 

حرکاتی که با انجام آن مغز درگیر و گیج میشود!

 

درود

يك جراح استخوان مي گويد: به نظر من يك سري اعمال و حركات وجود دارد كه مغز انسان قادر به انجام نيست و يا اينكه براي آنها برنامه ريزي نشده است. تست زير اين نكته را ثابت‌مي‌كند.
تست زير نمونه‌ي از حركاتي است كه با انجام آن مغز درگير و گيج مي‌شود. حتي اگر بارها و بارها اين عمل را انجام دهيد، مغز با سرد گمي زياد همان نتيجه را نشان خواهد داد و‌ هيچ تغييري بوجود نخواهد آمد.
يعني شما نمي‌توانيد، با سعي و تمرين مداوم پاي تان را با هوش كنيد. چرا كه مغز شما از قبل برنامه ريزي شده است.
اين تست بسيار هيجان انگيز تنها چند ثانيه طول مي‌كشد. باور كردني نيست، ولي كاملا صحت دارد. همين حالا آن را امتحان كنيد:
1. در حاليكه مقابل مانيتورتان نشستيد (هر جاي ديگر مانند؛ صندلي، مبل...) پاي راستتان را كمي بالا آوريد و در جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخانيد.
2. در همين حال با دست راست شماره 6 را در هوا بنويسيد. مسير چرخش پاي شما تغيير كرد نه؟!! يعني پاي شما خلاف عقربه‌هاي ساعت شروع به چرخيدن كرد. درسته؟!!
هنوز دانشمندان علتي براي اين عكس العمل مغزپيدا نكرده‌اند. در نتيجه هيچ‌كاري براي تغيير آن نمي‌توان انجام داد. جالب بود نه؟!!.... شما مي‌توانيد بارها و بارها اين آزمايش را انجام دهيد و بارها و بارها همان نتيجه را مشاهده كنيد  

بدرود

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 شهریور1389ساعت 23:32  توسط نیوشا  | 

ارزش

 

درود

اینم یه مطلب خیلی قشنگ که یک نفر که خیلی دوستشون دارم برام فرستادند و الان هم ازم بسیار دورند. از همین جا بهشون سلام می کنم...

 
 ارزش! Value!


ارزش يک خواهر را،
از کسي بپرس
که آن را ندارد.
To realize 
The value of a sister
Ask someone
Who doesn't have one 
 
ارزش ده سال را،
از زوج هائي بپرس که
تازه از هم جدا شده اند.
To  realize
The value of ten years Ask a newly
Divorced couple

 
ارزش چهار سال را،
از يک فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.
To realize
The value of four years
Ask a graduate 
 
ارزش يک سال را،
از دانش آموزي بپرس که
در امتحان نهائي
مردود شده است.
To realize
The value of one year Ask a student who
Has failed a final exam 

ارزش يک ماه را،
از مادري بپرس که
کودک نارس به دنيا آورده است.
To realize
The value of one month
Ask a mother who has given birth to a premature baby
 
ارزش يک هفته را،
از ويراستار يک مجله هفتگي بپرس.
To realize
The value of one week
Ask an editor of a weekly newspaper
 
ارزش يک ساعت را،
از عاشقاني بپرس که
در انتظار زمان قرار ملاقات هستند.
To realize
The value of one hour
Ask the lovers who are waiting to meet 
 
ارزش يک دقيقه را،
از کسي بپرس که
به قطار، اتوبوس يا هواپيما نرسيده است.
To realize
The value of one minute
Ask a person who has missed the train, bus or plane
 
ارزش يک ثانيه را،
از کسي بپرس که
از حادثه اي جان سالم به در برده است.
To realize
The value of one-second
Ask a person who has survived an accident
 
ارزش يک ميلي ثانيه را،
از کسي بپرس که در مسابقات المپيک،
مدال نقره برده است.
To realize
The value of one millisecond
Ask the person who has won a silver medal in the Olympics 
 
زمان براي هيچکس صبر نمي کند.
قدر هر لحظه خود را بدانيد.
قدر آن را بيشتر خواهيد دانست، اگر بتوانيد آن را با ديگران نيز تقسيم کنيد.
Time waits for no one
 Treasure every moment you have
You will treasure it even more when you can share it  with someone special
 
براي پي بردن به ارزش يک دوست،
آن را از دست بده.
To realize the value of a friend
Lose one

  بدرود
  
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 شهریور1389ساعت 23:18  توسط نیوشا  | 

تاخیر...!!

 

درود دوستان

شرمنده که خیلی وقت بود نبودم!!  راستش جاتون خالی رفته بودیم شمال. خیلیییییییی خوش گذشت...

حالا عوضش امشب براتون چند تا پست قشنگ میذارم...

پس منتظر باشید!

این گل برای شما!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 شهریور1389ساعت 22:55  توسط نیوشا  | 

دانلود بازی بسیار زیبا و جذاب snail mail

 

درود

ببخشید که خیلی تاخیر داشتم. به خدا اصلا نمی رسم پامو توی وبلاگم بذارم.  

به هر حال...

اینم لینک دانلود بازی snail mail ... امیدوارم خوشتون بیاد...

بدرود

بعد نوشت(!) : این پست تقدیم به نیلوفر عزیز!!!

بعد نوشت ۲ : برای راهنما برید ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 12 شهریور1389ساعت 14:31  توسط نیوشا  | 

نظرسنجی

 

درود

توی نظرسنجی حتما شرکت کنید!!!

بدرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 شهریور1389ساعت 11:21  توسط نیوشا 

طرح های جالب روی دستمال توالت

 

درود




www.downloadpersian.mihanblog.com - دستمال توالت


بدرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 شهریور1389ساعت 0:43  توسط نیوشا  | 

نگرانی از چی...؟؟!!


درود

فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه سالمی یا مریضی.
اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده كه نگرانش باشی؛
اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی:
اینكه دست آخر خوب می شی یا می میری.
اگه خوب شدی كه دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛  
اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی:
اینكه به بهشت بری یا به جهنم.
اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛
ولی اگه به جهنم بری،
اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی
كه وقتی برای نگرانی نداری! 
پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!!
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشید...


بدرود


+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 19:7  توسط نیوشا  | 

درسی بزرگــــــــــــــــــــــــ از یک کوچکـ

 

درود


سال ها پيش زماني که به عنوان داوطلب در بيمارستان استانفورد مشغول کار بودم با دختري به نام ليزا آشنا شدم که از بيماري جدي و نادري رنج ميبرد.

ظاهرا تنها شانس بهبودي او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود که او نيز قبلا مبتلا به اين بيماري بود و به طرز معجزه آسايي نجات يافته بودو هنوز نياز به مراقبت پزشکي داشت.

پزشک معالج وضعيت بيماري خواهرش را توضيح داد و پرسيد آيا براي بهبودي خواهرت مايل به اهداي خون هستي؟؟

برادر خردسال اندکي ترديد کرد و ....

سپس نفس عميقي کشيد و گفت : بله من اينکار را براي نجات ليزا انجام خواهم داد.

در طول انتقال خون کنار تخت ليزا روي تختي دراز کشيده بودو مثل تمامي انسان ها که با مشاهده اينکه رنگ به چهره خواهرش باز ميگشت خوشحال بود و لبخند ميزد.

سپس رنگ چهره اش پريده بيحال شده و لبخند بر لبانش خشکيد.

نگاهي به دکتر انداخته و با صداي لرزاني گفت : آيا ميتوانم زودتر بميرم؟؟؟

پسر خردسال به خاطر سن کمش توضيحات دکتر معالج را عوضي فهميده بود و تصور ميکرد بايد تمام خونش را به ليزا بدهد و با شجاعت خود را آماده مرگ کرده بود !

وای عزیزم چه قدر ماه بوده!

بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 13:39  توسط نیوشا  | 

وقتی کسی را دوست دارید...

 

درود

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می‌شود...

این مطلبو از دست ندید...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 شهریور1389ساعت 23:29  توسط نیوشا  | 

چشم عاشق

 

درود

در بیمارستانی دو بیمار در یک اتاق بستری بودند.یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار پنجره اتاق بود بشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.آنها ساعتها با هم حرف میزدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد.پنجره رو به یک پارک باز بود و دریاچه زیبایی داشت.مرغابیها و قو ها در دریاچه شنا میکردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بودند.درختان کهن به منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افقی دور دست دیده میشد.همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف میکرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد و روحی تازه میگرفت.
روزها و هفته ها سپری شدند و تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت  و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت شده بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را انجام داد.مرد به آرامی و با درد بسیار .خود را به سمت پنجره
کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیاندازد.بالاخره می توانست آن منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند.ولی در کمال تعجب با یک
دیوار بلند رو به رو شد!
مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او
توصیف می کرده است.پرستار پاسخ داد:ولی آن مرد کاملا نابینا بود.
مرد گفت: نابینابود و عاشق! و چه خوب شرط عشق را می دانست. 

خیلی قشنگ بود نه؟

بدرود

+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد1389ساعت 22:47  توسط نیوشا  | 

چند جمله ی زیبا و آموزنده

 

درود

توی ادامه ی مطلب چند تا جمله ی زیبا گذاشتم. حتما بخونیدشون!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد1389ساعت 11:33  توسط نیوشا  | 

گریه...!!

 

درود

Cry

ما کسانیو که به فکرمون هستند به گریه میندازیم.
ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمون نیستند.
و ما به فکر کسانی هستیم که هیچ وقت برامون گریه نمی کنند.
این حقیقت زندگیه ... . عجیبه ولی ...
حقیقت داره

بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مرداد1389ساعت 23:36  توسط نیوشا  | 

پسر بودن یعنی ...

 
 
درود
 
پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر
پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن
پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن
پسر بودن یعنی کادو خریدن برای جی اف
پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می کنی
پسر بودن یعنی پس کی دفترچه آماده به خدمت می گیری
پسر بودن یعنی به زور سیکل داشتن
پسر بودن یعنی بابا پس کی میری برام خاستگاری
پسر بودن یعنی مثل خر حمالی کردن
پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد
پسر بودن یعنی چرا کار نمیکنی ... جون بکن دیگه
پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین که ...
پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن
پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی
پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته
پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن
پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی
 
پسر بودن یعنی ......    
 
بدرود
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 17:12  توسط نیوشا  | 

دختر بودن یعنی ...

 
 
درود
 
دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!
دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!
دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی ...
دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!
دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت
دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن
دختر بودن یعنی انتظار خواستگار مایه دار!
دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!
دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟
دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!
دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!
دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه!
دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون؟
دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!
دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...
دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!
دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره!
دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!
دختر بودن یعنی کجا داری میری؟!
دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!
دختر بودن یعنی کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟!
دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!
دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس کشیدن!
 
دختر بودن یعنی .....     
 
بدرود
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 17:7  توسط نیوشا  |